نقد کتاب «دیوان لغات الترک محمود کاشغری و اصطلاحات مهم دیوانی در آن»
نوشته: دکتر سید مهدی جوادی
چاپ: محقق اردبیلی
سال: 1390
یک انتحال دیگر از آثار دکتر حسین محمدزاده صدیق
«دیوان لغات الترک» اثر شیخ محمود کاشغری بیش از هزار سال پیش تألیف گردیده است. این اثر همان طور که پروفسور صدیق گفته است: «نخستین واژهنامه در سمت و سوی تدوین کلیاتی از ترکیپژوهی و با صبغهی دانشنامهای است که کاشغری با طرحریزی عجیب و سختباوری، در آن مخزن واژگانی ترکی را طبق قواعد صرف زبان عربی در سیستمی بهنجار و بسامان و با شرح ظرایف و دقایق فرهنگ ترکی و نمونههای ادبیات شفاهی و حماسهها و اساطیر کهن مردمی، سازهبندی کرده است.»
اخیرا کتابی با نام «دیوان لغات الترک محمود کاشغری و اصطلاحات مهم دیوانی در آن» چاپ شده است که آقای سید محمد جوادی (متولد 1347) از آن به عنوان پایاننامهی دکترا در شهریور سال 1385 دفاع کرده است. کتاب، دارای سه فصل اصلی است: فصل اول زندگی و زمانه و کارنامهی علمی محمود کاشغری نام دارد. در فصل دوم از بازتاب تاریخ در دیوان لغات الترک بحث میشود و عنوان فصل سوم، مصطلحات مهم دیوانی در دیوان لغات الترک میباشد.
نویسنده برای تهیهی این کتاب از ترجمهی علمی پروفسور حسین محمدزاده صدیق استفاده سرشار برده است. اگر این ترجمه وجود نداشت، مطمئناً چنین پایاننامهای نیز نوشته نمیشد.
در فصل اول کتاب، مولف محترم از ولادت، خاندان، زمانهی کاشغری، فعالیتهای علمی، وفات و آرامگاه شیخ محمود کاشغری سخن میگوید، سپس از دیوان لغات الترک و انگیزهی مؤلف آن، نسخههای مختلف دیوان، فصول و بخشهای کتاب، استنادات مؤلفان به دیوان، معرفی ترجمههای مختلف از دویان میپردازد که همهی این مطالب در واقع خلاصهای از مقدمهی مبسوط پروفسور ح. م. صدیق بر ترجمهی دیوان لغات الترک (نشر اختر، تبریز، 1383) است و نویسنده در بعضی جاها ( از جمله در صفحات 3، 4، 9، 10، 11، 12، 14، 16، 19، 26، 29، 30، 33، 37، 38، 47، 50) در پاورقیها به برداشتهای خود از ترجمهی دکتر صدیق ارجاع داده است.
اما در بخشی که مربوط به معرفی «دیوان لغات الترک» با ترجمهی پروفسور صدیق است، میگوید:«با این حال، عدم تطابق کامل ترجمه با متن عربی از نظر جلدها، صفحات و سطور و به تبع آن مشکل بازیابی واژهها در ترجمه . . . »
این بخش از اظهار نظر مولف، کاملاً اشتباه و از روی بیدقتی و بیشتر شبیه به ایرادگیری و یک نوع حالت باصطلاح کارشناسانه است.
در حالی که:
● ترجمه، کاملاً منطبق با متن عربی از نظر جلدهاست، چنان که برای هر 8 جلد کتاب «محمود کاشغری» در ترجمه نیز، هشت تک صفحه با عناوین زیر در کتاب پروفسور صدیق وجود دارد به شرح زیر:
1- کتاب همزه (ص. 97- 210).
2- کتاب سالم (ص. 211- 405)
3- کتاب مضاعف (ص. 407- 442)
4- کتاب آغاز واکیان یا مثال معتل الفاء (ص. 443- 488)
5- کتاب سه گانگان- ذوات الثلاثه (ص. 489- 526)
6- کتاب چهارگانگان- ذوات الاربعه (ص 527- 583)
7- کتاب غنهداران (ص 584- 608)
8- کتاب جمع دو ساکن (ص 609- 623)
● از نظر تطابق ترجمه با صفحات و سطور کتاب عربی دیوان لغات الترک نیز، سخن آقای سید مهدی جوادی قابل قبول نیست. مترجم نمیتواند ترجمهی هر سطر عربی را در مقابل همان سطر و یا در زیرنویس آن بیاورد و نیازی به این کار نیز نیست. کتابهای از جنس ترجمه، بیشتر به همین شکل مقبول و ارزشمند هستند. این کار فقط مختص کلام الاهی یعنی قرآن است. این را نمیتوان جزو ضعف ترجمهی پروفسور صدیق دانست بلکه یک کار سلیقهای و خاص است. این بستگی به خواست مولف و نظر ناشر سرمایهگذار دارد. اگر خواهندهای از جنس پژوهشگر و عربیدان آن هم در شرایط نادر و خاص، خواستار چنین تطبیقی برای کار پژوهشی خود باشد، باید زحمت پیدا کردن بخش اصلی متن را برای مقابله با ترجمه به خود بدهد. باید دانست در کارهای تحقیقاتی، لقمه همیشه از قبل آماده شده نیست و محققین جوان نیز می باید به خود، زحمت بدهند.
● دربارهی مشکل بازیابی واژهها هم باید گفت که عدم اطلاع مؤلف از فهرست کامل واژهها که ضمیمه ترجمه است، سبب شده به این نتیجه برسد. ایشان باید ضمن خرید کتاب «دیوان لغات الترک» ترجمه پروفسور صدیق، ضمیمهی آن را هم که فهرست الفبایی لغات است و با نام «دیزین» چاپ شد، تهیه میکرد تا بتواند لغات را در آن بیابد. در این ضمیمه همهی لغات کتاب به صورت الفبایی و با شماره و صفحه آمده است و بسیار مفید و مغتنم میباشد.
وی در ادامهی اظهار نظر میگوید:«... نبود دقت کافی و حذف و اضافهی برخی واژهها در ترجمه . . .» اما معلوم نمیکند که مترجم در کجا «دقت کافی» نکرده و کدام واژهها را در ترجمه حذف کرده است. ادعای ایشان از آنجا که مستند نیست اعتباری ندارد و به نظر هم نمیرسد که بتواند این ادعای خود را ثابت کند زیرا زحمت مقابلهی ترجمه با متن عربی، کاری صعب و دشوار است و نیاز به پشتوانهی علمی دارد که یک استاد دانشگاه پس از سالها تجربه، آزمون و خطا بدان دست مییابد. چنین کاری در مقولهی پایاننامه نمیگنجد.
وی در ادامهی اظهار نظر میگوید:«. . . خروج از چارچوبهیا علمی و پژوهشی در برخی مواقع و به کارگیری لحن تند و تعصب آمیز از نظرات خود، پیرامون زبان ترکی و تداعی نوعی کینهورزی نسبت به زبان فارسی . . . .»
● بخش اول این ادعا یعنی «خروج از چارچوبهای علمی و پژوهشی در برخی مواقع (!)» کاملا بیاساس به نظر میرسد. دکتر صدیق چنان پایبند چارچوبهای علمی و پژوهشی است که حتی منابع شفاهی خود را هم ذکر میکند، هر جمله و کلمه را که از دیگری نقل میکند، داخل گیومه قرار میدهد در حالی که مؤلف محترم کتاب مورد بحث 56 صفحهی اول از کتاب خود را عیناً از مقدمهی مفصل یکصد صفحهای پروفسور صدیق گرتهبرداری کرده است طوری که حتی لحن و شیوهی بیان پروفسور صدیق در لابلای جملات برای کسی که دستی بر قلم داشته باشد، به وضوح قابل مشاهده است. زبان و بیان این قسمت با قسمت دوم کتاب که از خود نویسنده است، کاملا متفاوت است. این خود، خروج از چارچوبهای علمی و پژوهشی است. مولف محترم حتی در بسیاری جاها منابع دست اولی را که پروفسور صدیق به آنها مراجعه کرده، طوری ارجاع داده که انگار خودش آن منابع را دیده است.
● اما دربارهی قسمت دوم ادعای مؤلف، یعنی «لحن تند و تعصب آمیز در دفاع از زبان ترکی» که اظهار نظری سلیقهای است و میتواند نظر کسی دیگر برعکس او باشد، باید بگویم ظاهراً مؤلف محترم اشاره به پاسخ داده پروفسور صدیق به توهین دبیرسیاقی به زبان ترکی دارد که عینا جهت قضاوت خواننده در زیر نقل میکنم:
«. . . وی (دبیر سیاقی) علاوه بر عدم تعهد به وجدان علمی و پژوهشی، کینههای کودکانهی قومی و نژادی را نیز در کار به اصطلاح علمی خود دخالت داده است. مثلا با لگداندازی غرض ورزانهای به ناموس ملی مردم مسلمان آذربایجان، زبان ترکی بیش از نیمی از هم میهنان ایرانی خود را هم با خرافهپردازی عوامانهای «تحمیلی» نامیده است (ص. 35) که اساساً ربطی به موضوع کار ناقص و مغلوط وی نداشته است!»
اما قسمت دوم ادعای مولف یعنی «تداعی نوعی کینهتوزی به زبان فارسی» به نظر میرسد ادعایی سخیف، شبههانگیز و بسیار بیانصافانه باشد. ببینیم پروفسور صدیق در مقدمهی دیوان لغات الترک دربارهی زبان فارسی چه میگوید. ایشان در مقدمه، بحثی با عنوان «زیبایی نثر فارسی» (ص 66) دارند و در آنجا افتخار میکنند که برای زیبایی نثر برگردان در فارسی چه کارهایی کردهاند. ایشان بحث دیگری با عنوان «اهمیت زبان فارسی) ص. 54) دارند که در آنجا پس از بحث در موضوع اهمیت و اعتبار زبان فارسی در گسترهی تاریخ در ایران و رو به ترقی نهادن روزافزون زبان فارسی در روزگار ما و خدمات بی شائبهی ترکان به گسترش زبان و ادبیات فارسی، میگوید:«در جای جای دیوان لغات الترک اهمیت زبان فارسی و تعامل آن با ترکی از این لحاظ بازپردازی شده است . . . » (ص 55)
آیا بیان کردن الفاظی مانند «تداعی نوعی کینهورزی نسبت به زبان فارسی» و مخدوش کردن نگرش واقعی پروفسور صدیق به چه قصدی صورت میگیرد؟ پروفسور صدیق بارها از آلوده ساختن دانش پژوهشگر با اغراض سیاسی، حزبی و گروهی انتقاد کرده است و چون خودش چنین عمل میکند، دیگرانی که تعلقات سیاسی و حزبی خود را در کار علمی دخالت میدهند، چنین بیانصافانه عمل میکنند. این برخورد از سر بیانصافی صورت میگیرد و نوعی حذف کردن ظریف و محو کردن تدریجی بزرگان این مرز و بوم است که میتواند طی یک روند چند ده ساله به مرور چهرهای دیگرگون از افرادی چون پروفسور صدیق برای نسل آینده بسازد. چنین اظهارنظرهای بیربط و خطرناک بنده را بر آن داشت تا دست بر قلم برم و مسیر را برای این مولف جوان یعنی سید مهدی جوادی روشن کنم.
چنین اظهار نظرها و جملاتی فقط مختص آقای سید مهدی جوادی نیست. از آقای جوادی میخواهم که با باستانگرایان، نژادپرستان و پان ایرانیستها که مقولهی زبان فارسی را سیاسی و اهرمی کردهاند تا با انگ تجزیهطلبی و وابستگی به عناصر بیگانه دهان محققان خدوم فرهنگ و ادبیات آذربایجان را ببندند، همصدا و همراه نشود و آب به آسیاب افراد عوامفریب، اهل تحریف و جعل نریزد. این افراد در کنار ما زیر پرچم میهنپرستی سینه میزنند ولی در واقع دشمنان پنهان اسلام و نظریات اسلامگرایان هستند.
استاد ما پروفسور صدیق واقعاً مظلوم هستند.
در انتها به شما دو توصیه دارم: اول این که کار تحقیقی بایست مستند، برخاسته از مرجعی مشخص و حاصل تلاش شخصی مؤلف باشد بدون توسل به گرتهبرداری و نظایر آن. در غیر این صورت اهل فن کار او را ارزشمند نخواهند یافت.
دوم این که موضوع کتاب شما مربوط به دیوان لغات الترک است و اظهار نظر شما میبایست حول این محور باشد. ایراد مسایل جانبی و بعضاً اغراض شما به کار علمی شما لطمه وارد میکند.
به نام خدا