برخی از دشمنان افترا زننده به دکتر حسین محمدزاده صدیق
یارا وورانلار : ۱- دیوید ویسمن. ۲- محمد بقایی ماکان. ۳- کاظم آذری
الله وئردی بصیرتی
نفی و اثبات اصلدیر، لاكین نه آسسی مدّعی،
«لا» دا قالدی، گلمهدی تا كیم گؤره «الاّ»میزی.
ای «نسیمی»! چۆن سۆلئیمان اولدو قوش دیلین بیلن،
قافا وارسین گؤرمك ایسترسه بیزیم عنقامیزی.
آگاه باشیم که دارندگان افکار ملیگرایی افراطی و شوونیسم و نژادپرستی در هیچ کشور دموکراتیک حق کوشش سیاسی ندارند و این اصلی پذیرفته شده و انسانی است. تمامی متعلقان به دیگر زبانها و قومها حق دارند که به آفرینش ادبی در زبانهای خود بپردازند و امروزه در جمهوری اسلامی ایران، انتشار این آثار به همهی زبانهای قومی آزاد و بلامانع است.
متأسفانه در کشور ما به هر دلیلی ملیگرایان مرتجع بویژه در دنیای مجازی از کوشش سیاسی بهرهمند شدهاند. اینان از یک سو به تحقیر و توهین و کمترنگری به فرهنگ و تاریخ اقوام ایرانی از ترک و لر و کرد و عرب و بلوچ و غیره میپردازند و از سوی دیگر بزرگان فرهنگی ایران زمین و دانشمندان و فرهیختگان اقوام را با ابزارهای مختلف زیر باد دشنامها و هتاکیها قرار میدهند. در سالهای اخیر، استاد دانشمندمان استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق، یکهتاز میدان ایرانپژوهی و تحلیلگر بینظیر ادبیات ترکی و فارسی و عربی، آماج تیرهای زهرآگین وبلاگ نویسان خطرناک فاشیستی قرار گرفتهاند. هجمههای ملیگرایان ضد اسلامی به محضر مبارک استاد بزرگوار آذربایجانی ما گرچه خود مایهی تنزیه، افتخار و حسن و مدحی برای ایشان بشمار میرود اما ما بر خود وظیفه میدانیم که این عناصر بیگانهگرا و تفرقهافکن را معرفی کنیم. کسانی که موذیانه علیه آرمانهای انقلابی و اسلامی، که حضرت امام در سال 57 به همهی ظلمستیزان جان بر کف هدیه داد، برخاستهاند.
من در این مقاله ماهیت هر یک از اینان را همان طور که قبلا هم قول داده بودم، به طور مستند افشا خواهم کرد و هجمهها و هتاکیهای آنان را برای آگاهی همه برخواهم شمرد. فعلا اینان را نام میبرم:
1- دیوید ویسمن، مأمور سازمان سیا در ایران در سال 1358 که مدتی در تهران سکونت کرد و گزارشی دربارهی اوضاع فرهنگی بعد از انقلاب در ایران نوشت و کتابی دربارهی فعالیتهای استاد دکتر صدیق انتشار داد که آقای محمد محمدرضا کریمی کتاب «ائلیمیزین آجیان یاراسی» را به زبان ترکی و آقای مهندس امید نیایش کتاب «دکترصدیق، هویت آذربایجان» را به زبان فارسی در پاسخ ادعاهای وی نوشتند و انتشار دادند.
2- محمد بقایی ماکان، (مطالب بیشتر درباره بقایی ماکان را در وبلاگ بنده مشاهده کنید) یکی از اعضای ردهی پائین رادیو در رژیم منحوس پهلوی بوده که تا انقلاب اسلامی در 4500 برنامه در رادیو ایران مجریگری و حتی نویسندگی کرده است. سپس به آمریکا رفت و بعد توانسته است به ایران برگردد. وی دارای دیپلم زبان انگلیسی از آمریکاست. از دست ژنرال مشرف در پاکستان مدال افتخار دریافت کرده است که ظاهراً به خاطر شرح حال نویسی بر کتابهای اقبال صورت گرفته و میگیرد. محمد بقایی ماکان در حال حاضر خود را به عنوان مترجم مطرح میکند.
از دیگر نکات اینکه خود را از زبان دیگران، دکتر معرفی میکند و نگاشتهها و ترجمههای خود را ؟؟؟ شایسته اخذ مدرک دکترای افتخاری دانسته است.
3- کاظم آذری که در تمام عمرش فقط چهار «مقاله» نوشته و انتشار داده است و موضوع هر چهار مقاله هتاکی به دکتر صدیق و جعل و تحریف وقایع زندگی ایشان است. برادر وی در رژیم شاه، منشی بنیاد موقوفات افشار بود و وی به عنون پیک پیش برادرش کار میکرد. کینه او نسبت به دکتر صدیق مربوط به سالهای دهه چهل و اوج مبارزات استاد علیه رژیم شاه است.
(در قسمت سوم به صورت تحلیل این مواضع را روشنتر بیان خواهم کرد)
به نام خدا